محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
927
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر حرب كردن جرّاح در بلاد ارمينيه و جرّاح برفت . چون به بلاد ارمينيه اندرشد خبر به خزريان رسيد . از پيش او بگريختند و به شارستان باب الابواب شدند . و جرّاح لشكر براند و به بردعه شد . و آنجا روزى چند درنگ كرد تا بياسودند . پس از آنجا برفت و رود كر بگذاشت و روى به باب الابواب نهاد و همچنان همى رفت تا به دره اى رسيد كه آن را رودبار خوانند به دو فرسنگ باب الابواب . پس جرّاح آنجا فرود آمد و كس فرستاد به ملكان جبال تا همه بر او گرد آمدند . پس مردى از ياران جرّاح منادى فرمود اندر لشكرگاه كه امير آنجا درنگ خواهد كردن سه روز چنان كنيد كه توشه و علف هر چه بيابيد برداريد . و جرّاح برفت و روى به باب الابواب نهاد . و چون آنجا رسيد كس را نيافت از خزريان ، و مسلمانان اندر رفتند و از در ديگر بيرون آمدند . و جرّاح لشكر فرود آورد به نزديك چشمه اى از آب جهاد بر نيم فرسنگى باب الابواب . چون روز ببود ، مردى را بخواند و سه هزار مرد به دو داد و گفت : به زمين خنداو شويد و هر چه يابيد غارت كنيد و هر كس كه با شما حرب كند بكشيد ، بايد كه پيش از آنكه آفتاب برآيد پيش من آمده باشيد . و مردى ديگر را دو هزار مرد بداد و گفت : به زمين دارسى و بدرواق و آنچه بدان پيوسته است [ شويد ] و هر چه يابيد